با این ترافیک وحشتناکی که بنده دیروز به چشم خویشتن در جاده های شمال دیدم واقعا دیگه محاله جاده های شمال یادم بره اصن یه وضی:|

راهی که تو سه ساعت میومدم رو نه ساعت طول کشید تا برسم... و در بدو ورود راننده ی اتوبوس محترم هم گم شد و بلد نبود بره ترمینال:|

و خب الان هم فقط میتونم همینقدر بنویسم تمام عضلاتم گره خورده در هم و نتونستم صبح زود برم دانشگاه... حالا باید با مترو تا حقانی برم و ازونجا خودمو برسونم ونک و بعد دانشگاه خدا کنه از حقانی تا دانشگاه ترافیک نباشه چون ایندفعه خودم یه نارنجک چرت می کنم بین ماشینا تا یه ملتی رو راحت کنم ،والا با این نوناشون:|

من برم فهلاااا

دست خداجان پشت پناهتون

یا علی